سلام دوستان. میدونم همتون از خوندن این پست جا میخورین. بله ، همونطور که از عنوان وبلاگ بر می آید این آخرین پستیه که میزارم. نه...اصلا" اشتباه نخوندین...این آخرین پسته ... امّا آخرین پستی که مجتبی میزاره نه مصطفی.نه....اصلا" واسه ارشد نیست...یکسری دلایل کاملا" شخصی داره .... ناراحت شدین نه؟ ...
این اصلا" یک خداحافظی نیست.من بر میگردم.(نکه داره کم کم زمستون میشه دارم میرم خواب زمستونی)...بر میگردم ...حتما"...احتمالا" بهمن با یه پست ویژه...
خوب جا داره در همین جا از چند نفراز دوستان خوب و مهربون خودم که تو این مدت همراه ما بودند تشکر کنم:
مصطفی : مصطفی جون از اینکه همیشه با منی ممنونم.بدون من هنوز با تو هستم.ولی دیگه پست نمیزارم.
مهدی اسکندری(جهانگردی که ایرانگردی میکنه): حضورت صفای خاصی به وبلاگمون داده بود.ولی یکم ذوق ادبیتو بیشتر کن. همچنان همراه سها و مصطفی عزیز من باش.
امیر اخوان: امیر جان خیلی گلی.باز هم بیا... میگی کجا؟... خوب معلومه پشت کاجا... میگی با کی؟....بازم معلومه با یه کرم خاکی. راستی یادم رفت بگم، ما اعتلافمون هنوز هست از این به بعد تو وبلاگ تو حال این ش-غ-م و E.A.H رو میگیریم.
ش-غ-م: ایش...بازم این ش-غ-م!!!
نه شوخی کردم...به دل نگیر.... ممنون.از حضورت... من که نیستم، پسر خالت هست ها...بیای حتما"...تنهاش نزارین. هیچم دچار توهم فانتزی نشین، این نه عذر خواهیه ، نه صلح ، و کلّا" از این جور حرفا...ما همچنان کل کل هامون ادامه داره...
E.A.H : نظراتت عالی بود.باز هم میگم، هیچوقت شعری که از فریدون مشیری گذاشته بودی رو از یاد نمی برم.امّا یه نصیحت...خیلی با این ش-غ-م نپر
.حالا دلیلش بماند(نه... چی چی رو بماند، بیا بعدا" خودم بهت میگم)(شرمنده باز کودک درونم شیطونی میکنه!!!)
گلبرگ: ما که نفهمیدیم این جریان جهانگرد چی بود؟!!! اصلا" به ما چه؟(نه ... چی چی رو به ما چه؟...باید بگه...یالا بگو... نمی گی؟...خوب نگو!!!)(ای بابا بازم این کودک درونم شیطونی کرد!!!)
آ.ن : آ.ن دیگه کیه؟ یکیه مثه خرزو خان...البته خودمونیما از خرزو خان حرفه ای تره... بگو چرا؟...واسه اینکه میاد تو وبلاگ نظر میده ولی این نظره رو نه ما تونستیم ببینیم نه فکر کنم دوستان.(البته یه نظر داده از حق نگذریم). به هر حال آ.ن عزیز از شما هم ممنونم.واسه سکوتت که با زبان بی زبانی خیلی چیزا
گفتی...
خوب تقدیر تشکر بسه ...روتون زیاد میشه...
امّا آخرین سخنان :
- اوّلا" شعری که در پست قبلی از وحشی گذاشتمو بخونید و نظر بدین.
- دوما" شعری که در ادامه مطلب همین پست گذاشتم رو بخونید و نظر بدین
- سوما" سها و مصطفی گل من رو تنها نزارین...
- چهارما" میخواستم راجع به کسی که من به قول شما جوونای امروزی عاشق اونم بدونین : من همیشه خودمو بیشتر از هر چیز دیگه ای یا هر کس دیگه ای دوست داشتم.حاضرم نیستم آسایش و آرامشم رو با هیچ چیز دیگه تو دنیا عوض کنم. تجربه دیگران اینو بهم درس داد.این بزرگترین درسی بود که تجربه یکی از دوستان که البته در همین وبلاگ هم میاد و سر میزنه بهم داد.خودش میدونه کیه.باید بگم ممنونم ازت.بهر حال به همه کسانی که تو اطاق تفکر یا هر جای دیگه که زور زدن بفهمن طرف کیه تسلیت میگم.شرمنده دیگه این همه فسفر حروم کردین.... اشکالی نداره یه کله پاچه بزنین جایگزین میشه...
ادامه مطلب